بستی چشمتو...

تو بستی چشمتو..دنیا پراز تیتراژ پایان شد...

جهان یک فیلم کوتاه بود که از چشم تو اکران شد...

کجایی تمام هستی ام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

imagesCAJUC7P4.jpg

خواهرم،برادرم درانتخاب دوست دقت کن...

سال اول دبيرستان بود .

صبح كه مي شد ، هم كلاسيهايش مي آمدند دنبالش

و با هم مي رفتند دبيرستان .

چند روز گذشت ، صبح زنگ درب خانه را زدند .

گفتم : (( پاشو ! دوستانت آمدند دنبالت . ))

گوشي آيفون را داد دستم و آهسته گفت : (( بگوييد نيستم . ))

متعجب نگاهش كردم .

- ولي تو كه هستي !؟

چشم به زمين دوخت .

ديگر نمي خواهم با آنها بروم .

آنها توي خيابان چشمشان دنبال دخترهاي مردم است .

خاطره اي از زندگي : شهيد سيد محمدتقي مجتهد زاده

برگرد...

دیگه خیییییییییییییلی دلم تنگه....:(:(خیلی:(

برگـــــرد تنـــــها يک بغــــــل بـــابـــاي مــــن بــــــــاش... :(

1002102_1393144414239116_1817158342_n.jpg

بازگشت...

 

بازگشت اسرا به میهن...  
 

 

1150978_312841495528402_1289907431_n.jpg 

جگرشیرنداری...

پرچم،پیشانیبند،انگشتر،چفیه،بیسیم روی کولش،خیلی با نمک شده بود.


گفتم:چیه خودتو مثل علم درست کردی؟میدادی پشت لباست هم برات بنویسن!

پشت لباسش را نشان داد: "جگر شیر نداری سفر عشق نرو"

گفتم:به هر حال اصرار بیخود نکن،بیسیمچی لازم دارم،ولی تو رو نمیبرم.

هم سنت کمه و هم برادرت شهید شده.

دستش را گذاشت روی کاپوت تویوتا و گفت:

باشه،نمیام.ولی فردای قیامت شکایتت رو به فاطمهی زهرا میکنم.

میتونی جواب بدی؟ گفتم:برو سوار شو.

چند روز بعد در پایان عملیات پرسیدم: بیسیم چی کجاست؟

بچه ها گفتند: نمیدونیم کجاست،نیست.

به شوخی گفتم:نگفتم بچه است،گم میشه؟حالا باید بگردیم تا پیداش کنیم.

بعد از عملیات داشتیم شهدا رو جمع میکردیم.بعضیا فقط یه تیر یا ترکش ریز

خورده بودن . یکی

هم بود که ترکش سرش رو برده بود.برش گرداندم،پشت لباسش رو دیدم:



"جگر شیر نداری سفرعشق نرو..."

شهیدمجیدزین الدین

بسم رب الشهدا و الصدیقین

مادر شهید بزرگوار مجید زین الدین (برادر شهید مهدی زین الدین ) در مورد حالات معنوی فرزندش چنین می گوید :

مجید از نظر معنوی دقت زیادی در عملکرد ما داشت و در تمام برنامه های مذهبی بسیار فعال بود و علاقه شدیدی به امام عصر (ارواحنا فداه ) داشت .

مدتی بود شبهای چهارشنبه به مسجد جمکران می آمدیم . چون مجید کوچک بود او را هم با خود می آوردیم . یادم نیست که چند ساله بود ولی تاکید

می کرد که اگر به مسجد جمکران رسیدیم و من خواب بودم ، بیدارم کنید تا من هم به مسجد بیایم .

اتفاقا یک بار وقتی به مسجد رسیدیم او خواب بود و ما او را بیدار نکردیم و خودمان رفتیم و برگشتیم .

وقتی آمدیم ، مجید بیدار شده بود و به ما گفت : چرا من را بیدار نکردید که من هم به مسجد امام زمان (عج) بیایم ؟ شما من را بیدار نکردید، اما من در

خواب دیدم که آقا امام زمان علیه السلام اینجا آمدند و تاج سفیدی را بر سر من گذاشتند . مجید از آن قضیه خیلی خوشحال بود و ما هم به فکر فرو رفته

بودیم که چه سرنوشتی در انتظار اوست . در اول گمان می کردیم که تاج سفید نشانه عمامه است و شاید مجید با آمدن ما به قم طلبه شود ، ولی بعد

از شهید شدن او فهمیدم که آن تاج ، تاج شهادت بوده است .

منبع : کتاب روح شهید

95hd6go3l549gup1g55.jpg 

عیدسعیدفطر..

خداحافظ ای ماه نزدیکی بر آرزوهـاخداحافظ ای ماه مهمانی حق تعالی خداحافظ ای دوریت سخت و جانکاه
خــداحـــافـــظ ای بــهـتریـن ماه الله
پیشاپیش عید سعید فطر مبارک....التماس دعا

012.jpg

 

تبریک

تبريک آقاي منتخب

به اميدِ نااميدِ نشدنِ مردم...

1375539419471.jpg

شرمنده ی ایثارت هستیم جوانمرد

چند روز بعد از عملیات ، یک نفر رو دیدم که کاغذ و خودکار گرفته بود

دستش هر جا می رفت همراه خودش می برد..

از یکی پرسیدم: چشه این بچه؟

گفت: آرپی جی زن بوده

توی عملیات آنقدر آرپی جی زده که دیگه نمی شنوه

باید براش بنویسی تا بفهمه


 

گوشهایت را دادی تا ما چشم و گوشمان باز شود

چشم و گوشمان که باز نشد هیچ ، ..... بماند!

شرمنده ی ایثارت هستیم جوانمرد ...

 

اینجاایران....

اینجا است

تمــآم فرزندان دشمنان خورده اسرائیل هستند ...

1375434791320740_orig.jpg

شهادت مولای متقیان...

. یا رب دل مرده ی مرا احیا کن


بر روی گدای نیمه شب در وا کن


سوگند به قطره قطره ی خون علی(ع)


پرونده ی اعمال مرا امضا کن


/شهادت شفیع شیعیان و مولای متقیان، علی علیه السلام تسلیت باد/

دراین شبهای نورانی بنده حقیرروازدعای خیرتون بی نصیب نذارید...

علی یارتون...

کریمه اهل بیت

میلادباسعادت کریمه اهل بیت 

امام حسن مجتبی(ع)خدمت همه ی دوستان تبریک میگم