سرپدر...

برای آرام کردنش، به جای اینکه سرش را بر دامان پدرانه ای بگذارد،


سر پدر را بر دامان کودکانه اش می گذارند.

یاحسیـــــــــــــــن...

یاابولفضل...

ابــوالفــــــــضل ...
وقـــتــــــــــی با خــــدا دســــت داد...
دو دســـــتش را عـــاشقـــــــــــــــــانه داد...

یا ماه بنی هاشم (ع)...

الـ تــماس دعـ ـ ـا

یارقیه س

از لـات هـای کـوچـه ، بَـرَم حـرف می زنـنـد

عـمـه ،،، ز پـاره ی جـگـرم حـرف می زنـنـد



سنگی بـه دست بـچه و پیر و جوانشان

گـویـا کـه از سـر پـدرم حـرف می زنـنـد



وقتی که زجر چکمه ی خود می کند تمیز

مـَردم ز درد ایـن کـمـرم ، حـرف می زنـنـد



هـم می زنـنـد بـر تـن مـن، کـعـب نـیـزه هـم

از زخـم هـای بـال و پـرم حــرف می زنـنـد



قَـدّم بـه ارتـفـاع لـگـدهـا نـمی رســـیـد ....

از ضـربه ای که زد بـه سرم حـرف می زنـنـد



از دامـنـی کـه ظـهـر عـطـش گـُر گـرفـت و از

بـی حـرمـتـی بـه اهـل حـرم حـرف می زنـنـد



نُـقـل مـجـالـس اسـت هـمـیـن واژه ی "کنیز"

ایـن جـا ز واژه ی "بـخـَرَم" حـرف می زنـنـد !!!

{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}اگه عمو بود..............اگه بابا بود کی جرات داشت گوشواره از گوشش بکشه...کی جرات سیلی زدن داشت{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}

یارقیه س یتیمی عجب دردی دارید...
1383243520678407_large.jpg

رقـــــــــــــــــــــیه جان...

مدام بهانه می‌گرفت و اصلا گوشش بدهکار حرف‌های عمه نبود.

پدرش را که دید با بغض گفت : بابا؟ ببین موهام چقد کم پشت شده...

قصه ی رقیـه به سر رسید وقتی به سـ♥ــر رسیـد...


یـ ـ ـ ـ ـا رقــــیـ ـ ـ ـ ــ

1383753567880460_large.jpg

حسینی نشــــــــدیــــم...


یا زهرا ....

شرمنده که بهای حسینی شدن ما


بی حسین شدن تو بود 


و شرمنده تر آنکه 


تو بی حسین شدی 

اما ما حسینی نشدیم ... 

112.jpg

ماه محرم...

محرم شد و دلها شکست
از غم زینب، دل زهرا شکست
باز محرم شد و لب تشنه شد
از عطش خاک، کمرها شکست
آب در این تشنگی از خود گذشت
چله به خون شد دل صحرا شکست
قاسم و لیلا همه در خون شدند
این چه غمی بود که دنیا شکست
فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

1379189755985555_large.jpg

مرگ بر شیطان بزرگ :)


افسران - شعار ملت ایرن


+امام خمینی (ره) : شعار مرگ بر آمریکا را کسی به این ملت یاد نداد , این شعار از جان مردم بلند شد .

حسرت...

4روز مــآنــבه بـــﮧ مُــصــیــبــت...

بـــﮧ عَــزآבآر ے...

بـــﮧجــنــوטּ...

چَــنــב روز בیــگــر زیــنــب بــﮯ بــرآבر مــﮯ شــود...

پــבر بــﮯ پــســر مــﮯ شــوב...

مــآבر بــﮯ تــآب مــﮯشــوב...

چــنــב روز בیــگــر آب بــســتـــﮧ مــﮯشــوב...

مُــشــک مــﮯافــتــב...

حُــســیــن بــﮯ بــرآבر مــﮯشــوב...

بسم رب الزهراء

سلام...این ادرس وبلاگ جدیدی هست که بادوستان بازکردیم...برای اشنایی بیشترباشهدای مدرسه شاهدنورالزهراء

http://pakbazaneasemane.blogfa.com/

 

ممنونم ازهمتون...یاحسین ع

بابابیابابابیا...

بابا منو تنها نذار
با این وجود بی قرار
ماند ز تو گر بروی
طفل یتیمی یادگار
تا من نگریم زار زار
بابا بیا بابا بیا
*

بازنده گشتم در قمار
بودم گر از بازی کنار
در حیرت و اندیشه ام
از دست کار روزگار
خواهم تو را دیوانه وار
بابا بیا بابا بیا
**

بابا چه سخته زندگی
دور از تو وآغوش تو
بوی تو را دارد هنوز
این آخرین تنپوش تو
بهشتم بود رو دوش تو
بابا بیا بابا بیا
***

از یاد خود بردی مگر
سیما ی معصوم مرا
رفتی ولی جایت هنوز
خالی بود در این سرا
یاد آور این دردانه را
بابا بیا بابا بیا
****

بابا نمی دانی چه ها
از دوری تو می کشم
دستی دگر نمی کند
با گرمیش نوازشم
این گشته تنها خواهشم
بابا بیا بابا بیا
*****

بابا چه ها کردی که من
تنها تو را خواهم ز جان
برگرد و شادم کن دگر
تا زنده ام پیشم بمان
قدر وفا ی من بدان
بابا بیا بابا بیا
******

ایکاش در خانه ئ ما
روح تو بود و جسم تو
پیچیده افسوس این زمان
تنها طنین اسم تو
این بود راه و رسم تو? بابا بیا بابا بیا

بابای خوب من...

بــــــابــــــــای خوب من!
شب های بی قراری با غروب دلواپسی،
هر شب از راه می رسند.
من دلتنگ تر از همیشه زمان
به پشت پنجره می آیم
تا تو را در آسمان

به نظاره بنشینم...

IMG_2722.JPG

امشب...

امشب از آن شب هاست ....


ازهمان شبهایی که دلم میخواهد کمی ... غرق ِ خودم باشم.......


کمی خنده .... کمی گریــــه..... کمی هم دلهره.....


از همان دلهره های بی هوا...... که می آیند و ترس به جان آدم


می اندازند...... بعد بیصدا میروند... انگار نه انگار که دردلم غوغایی


به پا کرده اند....

1375094785811366_large.jpg